دل نوشته های عاشقانه
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

دل نوشته های عاشقانه

اگر که عشق؛ راز هستی است ،تو راز نه ... که عشق هستی و تمام هستی ام تویی

نمیدانم چرا تنم میلرزد وقتی صحبت از تو

میشود...

نه...

از ترس نیست از ارزوی به تو رسیدن

است...

از شاید ها و از باید ها...

و از اینکه نمیدانم داشتنت را عاشقانه

اشک بریزم یا دوریت را...

شاید روزی تنم لرزید و دستانت را روی

شانه هایم گذاشتی و زیر لب گفتی:

اشک شوق بریز من به کنارت امده ام برای

همیشه...

[ یکشنبه 26 آبان‌ماه سال 1392 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ پونه ] [ 1 نظر ]

دیگر امکانات